داستانهای برزیلی - قرن 20م.
داستانهای برزیلی - قرن 20م.
حوادث داستان در دهکدهای دور افتاده به نام ویکسوز رخ میدهد. غریبهای از راه میرسد که با خود یازده شش طلا دارد. او به دنبال یافتن پاسخ سوالی است که آزارش میدهد: آیا انسان فطرتا پلید است یا نیک؟ افراد این دهکده دچار حرص و طمع ترس و وحشت میشوند. مردی از گذشته اسفبارش در رنج است. زنی به دنبال خوشبختی میگردد. در یک هفته پرماجرا که غریبه در روستاست افراد دهکده باید مسیر زندگیشان را مشخص کنند. پائولو کوئیلو در این داستان، روح انسانی را در بوته آزمایش قرار میدهد.