داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر داستاني است که روايت عشق و دلدادگي، رنج و حرمان عاشقي و حکايت خيانتها و نامرديهاي وادي عشق است. داستاني پرفرازونشيب که برشي واقعگرايان از زندگيبخش مهمي از مردم جامعه است. اين داستان تلنگري جدي است به همه انسانها. در داستان ميخوانيم: «دو ساعتي ميشد که کنار چنارهاي خسته دانشگاه منتظر روزبه بودند. بالاخره آمد، با چهره هميشه خندان، موهاي مجعد و قد نسبتاً بلندش که هميشه توي ذهنم است. بهخصوص آن روز که فراموش نميکنم».