داستانهای اجتماعی
داستانهای اجتماعی
مسابقة اسبدوانی نمایشی به زودی برگزار میشد. جایزة برنده شدن، روبان قرمز، به اضافة پول نقد بود. سوفی خیال میکرد به او جازه میدهند تا با عسلی که بهترین اسب باشگاه سوارکاری بود، مسابقه دهد. اما به جای عسلی، خانم میلز مسئول سوارکاری، کندترین اسب بارکش یعنی قهوهای را به او داد. قهوهای پیر و کند ولی قابل اعتماد بود. سوفی ناامیدانه میخواست جایزة اول را ببرد، رقیب او کالر که با عسلی مسابقه میداد، او را ناامیدتر میکرد. اما بعد از مسابقه اتفاق غیرمنتظرهای رخ داد و سوفی ضمن لذت بردن از سواری، جایزة اول شدن را نیز دریافت کرد و به رویا و آرزوی خود رسید. این کتاب برای گروه سنی «ج» به نگارش درآمده است.