داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
"میترا"، دختر باهوش و زرنگی که در سال آخر دبیرستان تحصیل میکند و همه به قبولی او درکنکور اعتقاد کامل دارند، در روز برگزاری آزمون همراه مادرش راهی حوزهی امتحانی است که با ماشینی به شدت تصادف و مادرش فوت میکند. میترا معتقد است که رانندهی ماشین خواستگاری بوده که از او جواب رد شنیده، اما مدرکی برای اثبات ادعایش ندارد. بعد از این واقعه و ازدواج مجدد پدر، مسیر زندگی میترا و خواهرش دگرگون میشود. او که از زندگی به تنگ آمده با راهنمایی دوستش تصمیم به فرار از ایران میگیرد. به همین دلیل برای دستیابی به پاسپورت تقلبی راهی تهران میشود. در آنجا با سه دختر دانشجوی شهرستانی آشنا شده و راهی منزل آنها میگردد. وقتی آن سه را از قصد خود آگاه میکند متوجه میشود قیمت به دست آوردن پاسپورت خیلی بیشتر از تصور او است. بنابراین با همکاری سه دوست جدیدش پسر ثروتمندی را ربوده و از خانوادهاش تقاضای پول میکند. پسر در زمان اسارت دچار حملههای شکمی شدیدی شده و به علت بیتوجهی گروگانگیرها با عارضهی آپاندیسیت از دنیا میرود. پلیس که از طرف خانوادهی وی در جریان همهی امور قرار داشته خانه را محاصره کرده و میترا و یکی از دوستانش را دستگیر میکند، اما دو دختر دیگر در حمام خودکشی کرده و جنازهشان به دست پلیس میافتد.