داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر شامل ده داستان کوتاه فارسی است که عنوان برخی عبارتاند از: «یک نفر برای تاکسیها دست تکان میدهد»، «مخروبه»، «پیادهرو خیابان شقایق»و «ساعت قدیمی». در داستان یک نفر برای تاکسیها دست تکان میدهد مرد جوانی در آتلیة خود با دختر جوانی به نام «ناهید» آشنا میشود و به تقاضای ناهید که برای کار آمده با هم همکار میشوند. در مدت همکاری به یکدیگر دلبستگی عاطفی پیدا میکنند و به دلایلی عشق آنها نافرجام میماند و پسر برای تغییر روحیهاش و از یاد بردن ناهید تصمیم به سفر با قطار به شهر تهران میگیرد. وقتی برای رفتن به ایستگاه قطار میخواهد سوار تاکسی شود، برای آخرین بار لحظهای ناهید را میبیند که گویا میخواهد حرفی را برای او ثابت کند، به سمت او میآید که در همان حال او در لابهلای دود ماشینها محو میشود. در حین سوار شدن به قطار، یکی از دوستان قدیمیاش اسماعیل را میبیند که برای اسماعیل نیز ماجراهای مشابه او به وجود آمده است.