خرسها - داستان کودکان - راهنمای مهارتهای زندگی - داستان دندانپزشکی کودکان - داستان
خرسها - داستان کودکان - راهنمای مهارتهای زندگی - داستان دندانپزشکی کودکان - داستان
یک روز صبح که خواهر خرسی از خواب بیدار شد، متوجه شد که دندانش لق شده است. برای همین همراه مامان و برادر خرسی رفتند دندانپزشکی. اول روی چهارپایه ایستاد و وقتی آقای دکتر، دندانهای برادر خرسی را معاینه کرد، او را تماشا کرد. بعد نوبت خواهر خرسی شد. آن قدر چیزهای جالب در دندانپزشکی دید که یادش رفت دندانش لق شده...