داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
ماجرای این قصهی مصور که به زبان بوسنیایی ترجمه شده بدینقرار است: بهار کمکم از راه میرسد و حیوانات در فکر تهیهی لانههای تازه هستند. در این میان، کلاغی روی تنهی یک درخت در همسایگی سنجابی به سر میبرد و با او دوست میشود. این دو با هم قرار میگذارند توشهی زمستان آینده را جمعآوری کنند و آن را در لانهی سنجاب قرار دهند. مدتی بعد کلاغ متوجه میشود که دانههای جمعآوری شده نصف شدهاند. در پی آن، کلاغها سنجاب را به جایی دوردست تبعید میکنند. اما زمستان که فرا میرسد، به اشتباه خود پی میبرند و...