داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
يكي از مردان خوشبخت سياره آدم كوچولوها بود، سي سالش نشده، آپارتماني يك سانتيمتري خريده بود با دو اتاق خواب، هر كدام سه ميليمتر. در يكي از ادارات كليدي خدمت ميكرد، «اداره كنترل و برنامهريزي همه چيز»، «تيتانيوم» همسر زيبا و عزيز اوست كه هر روز اخبار كوچولو را برايش ميخواند. آنها ميخواهند آخر هفته بروند و آسمان جديد را ببينند اما... .