داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
"قباد و میترا" حکایت دو جوان است که به علت ظلم و جور حاکم شبانه از روستای خود میگریزند و پس از طی مسافتی طولانی و گذشت هفتهها به شهری غریب میرسند. آنها در مدخل شهر با مردی "اسکندر"نام آشنا میشوند که دارای چایخانهای با خدمتگزاران بسیار بوده است. اسکندر دو جوان را در خانهی بزرگ خود منزل میدهد و آن دو پس از مدتها رنگ آرامش را به خود میبینند. تا روزی که ولیعهد از کوچهها میگذشته و با دیدن میترا به وی دل میبندد. دایهی وی با حیلهای به میترا نزدیک شده و با فریفتن وی، او را از زندگی خود دلسرد کرده و به ازدواج با شاهزاده ترغیب میکند. میترا در دام افتاده و به قصر میرود. قباد با کمک اسکندر به قصر ولیعهد راه مییابد و چون نمیتواند میترا را به بازگشت راضی کند وی و همسر جدیدش را به قتل رسانده و از قصر میگریزد. اسکندر او را تشویق کرده و به خاطر غیرتش قول میدهد دختر سلطان را به همسری وی درآورد. چنین نیز میشود تا روزی که اسکندر پس از ازدواج به قباد خبر میدهد که همسرش یعنی دختر شاه سردستهی راهزنان است. قباد برای تحقیق در این مساله شب را بیدار میماند و به تعقیب همسرش میپردازد، و خود را در دستهی راهزنان جا زده و به قافلهای حمله میبرد. در هنگامهی جنگ دست همسرش خراشیده شده و قباد پارچهای به دست وی میبندد. فردای آن شب که با دلی گرفته نزد اسکندر میرود تا ماجرا را شرح دهد متوجه میشود اسکندر دستمالی که به دستش بسته شده همانند دستمال شب گذشته است و از آن جا پی میبرد در تمام این مدت او یعنی اسکندر، دختر سلطان بوده و تغییر چهره داده تا وی را بیازماید و او از تمام آزمونها سرفراز بیرون آمده بود. مجموعهی حاضر مشتمل است بر هفت افسانهی کوتاه و بلند از گذشتگان است. علاوه بر قباد و متیرا عنوان دیگر داستانهای کتاب بدینقرار است: "مرگ یک عشق"، "شمشیر یا نمک"، "یک تن و چهار سرنوشت"، "خادم و مخدوم"، "پینهدوزان" و "تجارت".