داستانهای کوتاه
داستانهای کوتاه
کتاب حاضر شامل مجموعه داستانهای کوتاه برای گروه سنی (ج) با عنوانهایی از این قبیل است: «چشمهای سرخ بابا»؛ «نارنجک و فرشته»؛ «خانة رنگی»؛ «بابا بزرگ درختی»؛ «دزد»؛ «کولیها و من»؛ «ماه من کجاست»؛ «انگور یاقوتی» و «بابلون» است. در خلاصة داستان بابابزرگ درختی آمده است: «بابابزرگ «علی» علاقة زیادی به درختان دارد. او با اکراه خانة قدیمی پردرختش را در اختیار فرزندانش قرار میدهد تا آپارتمان بسازند. فرزندانش او را به علّت این علاقه مسخره کرده و لقب بابادرختی را بر روی او گذاشتهاند. علی با پدربزرگش صمیمی است و روزهایش را با او میگذراند. روزی بابابزرگ با گذاشتن نامه و هدیههایش برای علی، خانه را ترک میکند و به جای پردرختی میرود. او از زندگی کردن در کنار درختان خوشحال است و با علی نامهنگاری میکند. بعد از مدتی پدربزرگ نگهبان جنگلبانی میشود؛ امّا در شبی اشراری برای قطع درختان به جنگل میآیند و پدربزرگ «منصور صبوری» در درگیری با آنها جانش را از دست میدهد و در امامزاده عبدالله به خاک سپرده میشود.