داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
مامان خرسی و تولههایش در غار بزرگی به خواب زمستانی فرو رفته بودند. بهار از راه رسید و آنها از خواب بیدار شدند. مامان خرسی برای پیدا کردن غذا تولهها را تنها گذاشت. تولهها تا برگشتن مادر، بیرون از غار آدمبرفی ساختند و بازی و شادی کردند، تا این که مادر با غذایی از راه رسید. تولهها، با اصرار فراوان آدمبرفی را با خود به داخل غار بردند، و مشغول خوردن غذا شدند. بعد از مدتی به سراغ آدمبرفی رفتند، اما خبری از او نبود. مادر به آنها توضیح داد که آدمبرفی بر اثر هوای گرم غار آب شده است. این اولین تجربة تولهها بود. کتاب حاضر اولین شماره از «قصههای مادربزرگ من است» که چندین داستان کوتاه از جمله «آدمبرفی در بهار» را شامل میشود. این کتاب ویژه گروه سنی «د» و «هـ» است.