داستانهای تخیلی گنجشکها - داستان
داستانهای تخیلی گنجشکها - داستان
«جيك جيكو»، گنجشك كوچكي است كه دلش ميخواهد با آدمها دوست بشود براي همين به شهر ميرود؛ اما باران تندي ميگيرد و جيك جيكو براي اينكه بتواند شب را به صبح برساند به يك بقالي ميرود و از آقاي بقال ميخواهد شب را آنجا بماند. آقاي بقال قبول ميكند اما صبح روز بعد آقاي بقال دير به مغازه ميآيد و جيك جيكو عصباني ميشود و...