داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستانی است که با زبانی ساده و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. نویسنده این داستان با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه سازد. در داستان میخوانیم: «اتوبوس نگه داشت. من که صندلی پشت راننده بودم مثل جت پیاده شدم. «ثنا» که گرسنه و خوابالو بود با دست به اغذیهفروشی اشاره کرد و من نیازش را نادیده گرفتم؛ دستش را آرام کشیدم و روی تخت سنگی روبروی رستوران نشستیم؛ مشغول زنگ زدن شدم که پیامهای «شاهین» یکییکی به دستم میرسید».