داستانهای روسی - قرن 19م.
داستانهای روسی - قرن 19م.
اين داستان ماجراي خانوادهاي عجيب و شرح نحوه ارتباطي است كه بين «فئودور كارامازوف»، پيرمرد فاسدالاخلاق و متمول با سه پسرش به نامهاي «ميتيا»، «ايوان»، «آليوشا» و پسر نامشروعش به نام «اسمردياكوف» وجود دارد. در اين داستان ميتيا بيش از همه با پدر مخالف است اما ايوان نقشه نابودي پدر را ميكشد و اسمردياكوف در صدد اجراي آن است. با اين حال آنها دائما در تلاش براي همزيستي مسالمتآميز هستند. اين رمان فلسفي به طور عميقي به حوزه الهيات و وجود خدا، اختيار و اخلاقيات ميپردازد.