داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
در یک روز سرد زمستانی، «آبناز» مدادی خرید که ظاهر قشنگی داشت؛ اما بسیار تنبل بود. مدادتراش، خطکش، پاککن و کاغذ حاضر نبودند با این مداد کار کنند. گاهی آبناز ایرادهای مداد را به صورت پنهانی به او گوشزد میکرد؛ اما مداد حاضر نبود سختی بکشد و تبنلی خود را کنار بگذارد، تا این که آبناز تصمیم گرفت نزد مشاور مدرسه برود و از او راهی برای از بین بردن تنبلی مداد پیدا کند. کتاب حاضر، با موضوع تخیلی، با هدف غلبه بر تنبلی، برای کودکان گروه سنی «ب» و «ج» فراهم آمده است.