داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
کتاب مصور حاضر دربردارنده داستانهایی برای گروه سنی (ب) است. در داستان «خاله بازیگوش» آمده: صبح جمعه بود. سمانه چند بار دمپاییهایش را لنگه به لنگه پوشید تا بالاخره درست شد. اما باز هم نینی عروسکش را هم جا گذاشت، چون خاله شیرین خیلی عجله کرد. میگفت اگر دیر برسیم نانوایی شلوغ میشود. راست میگفت. پشت سر آنها خیلیها آمدند. آقای شاطر یک بغل نان از تنور بیرون آورد و روی میز ریخت. خاله ده تا نان خرید. سمانه فکر کرد: ما که یک نان بیشتر نمیخوریم بقیهاش خشک میشود.