نثر فارسی - قرن 14 عاشورا در ادبیات
نثر فارسی - قرن 14 عاشورا در ادبیات
دختر کوچک شام! چقدر گریه کردی وقتی در سکوت آخرین شب کربلا، در کنار خیمههای نیمسوخته، جزر و مد قامت شکستة عمه را در نماز نشستة نیمهشب دیدی. چقدر گریه کردی وقتی عمه، تمام خود را به تازیانهها میسپرد تا صفیر تازیانه را به پشت کودکان احساس نکند. چقدر گریه کردی وقتی بر موی پریشانت چنگ میزدند و بر خارستان داغت میکشاندند و از کنار قتلگاهی که همة هستی بینشانت در آن آرمیده بود، گذراندند، گریه نه از آن رو که درد در جانت پیچید نه نه! گریه برای عمهای که شرمسار نتوانستن بود و دستهای او در تلاشی بیفرجام، رهایی گیسوانت را چاره میجست و تازیانه تنها چیزی بود که میان گیسو و دستهایش فاصله میآفرید. هنوز میتوانی بر خودت ببالی که اولین زائر پیشانی بابای شهید بودی. کتابچة حاضر حاوی قطعاتی ادبی است که به نقل از امام حسین (ع) خطاب به دخترش حضرت رقیه (س) بازگو شده است.