داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«حورا» با مدرک بهیاری عازم جبهة جنگ شده و در بیمارستان آنجا مشغول فعالیت میشود. یک روز رزمندهای از او درخواست میکند تا به سراغ پزشک و مسئول بیمارستان رفته تا برگة مرخصی او را امضا کند. حورا به سراغ دکتر میرود ولی او را نمییابد. در همین حین کسی نام دکتر را که «یوسف حیدری» است، صدا میزند. حورا با شنیدن این نام بسیار متعجب میشود؛ چرا که دکتر حیدری به اندازة یک پرستار و حتی یک بهیار در حال فعالیت است. پس از این ماجرا حورا به تهران بازمیگردد. پس از مدتی وی برسر مزار برادرش، که در زندانهای ساواک به شهادت رسیده، میرود و در راه بازگشت از خیابانی عبور میکند که نامش مزین به نام شهید دکتر یوسف حیدری است. مجموعة حاضر شامل 13 داستان کوتاه تحت برخی از این عناوین است: چیزی شبیه زندگی؛ خیابان ششم؛ خوشبختی؛ عشق و نفرت؛ طابوس؛ سرگردان؛ و من نام یک خیابانم.