داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
موضوع رمان حاضر، عاشقانه است. «ترانه» دختر زیبایی است که در کنار پدر و مادر و برادرش «آرمان» زندگی خوبی را میگذراند. او و جوانی به نام «فرید» عاشق هم هستند و قرار است به زودی ازدواج کنند. امّا فرید بدون خداحافظی ترانه را ترک میکند و مدتها ترانه با ابهامات و افکار نادرست در ذهن خود فرید را محکوم میکند. با گذشت زمان ترانه به حالت عادی برمیگردد و با دوستش «دریا» به تحصیلات خود ادامه میدهد. بعد از مدتی، دریا با فردی به نام «کامیار»، ازدواج میکند و شایان، دوست کامیار، با دیدن ترانه عاشق وی میشود. در همین زمان خواهر فرید با ترانه تماس گرفته و واقعیات تلخی از زندگی برادرش و دلایل ترک وی را توضیح میدهد. فرید بر اثر تصادف قطع نخاع شده و از ترانه میخواهد که به دنبال زندگی خود برود. ترانه با این قول، به سوی زندگی سرشار از عشق و آرامش با شایان قدم برمیدارد.