داستانهای اجتماعی رانندگی - قوانین و مقررات آموزش ایمنی
داستانهای اجتماعی رانندگی - قوانین و مقررات آموزش ایمنی
«احمد» و مادرش سر چهارراه ايستاده و منتظر بودند تا چراغ راهنمايي عابر پياده سبز شود تا عبور كنند. دو پسر جوان در حالي كه سر به سر هم ميگذاشتند سر رسيدند و بدون توجه به چراغ ميخواستند از خيابان عبور كنند، احمد به عنوان هميار پليس به سمت آنها ميدود تا با ترفندي مانع حركت آنها شود و ...