داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
نويسنده در این رمان عاشقانه شما را با زندگی دختری بهنام «آذین»، آشنا میکند که روزی بهصورت ناباورانه متوجه میشود عاشق شده است؛ عاشق مردی که با یکدیگر تفاوتهای زیادی دارند اما برای رسیدن به او تمام تلاشش را میکند... . در بخشی از این رمان میخوانید: «با اون ترافیک شدید و مسیر طولانی که رفتیم تقریبا با یه ساعت تاخیر رسیدیم منزل عروسخانوم، که پدر گرامیش با کلی دوندگی از طرف امین، اجازه حضور ما رو به خونش داده بود و رسما قصد نداشت دختر به داداش من بده، چون ما واقعا از هیچ نظری به هم نمیخوردیم. نه از نظر فرهنگ و نه از نظر مالی، کلا دو خانواده بودیم با دو تا دنیای جدا از هم؛ ولی...».