داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
در زمان حکومت پادشاهی، مردم به جان آمده، چون ندای حقیقتطلبی عدهای با نام «قلندر» را میشنوند به طرفداری از آنان میپردازند؛ غافل از این که پایان این ره به ترکستان است. شاه و خدم و حشمش شبانه به بیرون شهر میگریزند و از صبح روز بعد قلندران حکومت را برعهده گرفته و چند روز اول اوضاع شهر آشوبزده و نا به سامان است. پس از آن رهبران قلندران قوانین جدید وضع کرده و به شیوۀ خویش به حکومت میپردازند؛ آنان شروع به ساخت توپ و اسلحه کرده و پس از ساختن هر توپ، آن را در شهر چرخانده و به مردم مینمایانند تا بدینوسیله ساکنان شهر به قدرت آنان پی ببرند. اما پس از انفجار زرادخانه قدرت قلندران رو به افول گذاشته و افراد نفوذی شاه از فرصت استفاده میکنند و به شایعهپراکنی پرداخته و زمینه را برای بازگشت شاه آماده میکنند. او بازمیگردد و قتل و خشونت را چندین برابر بیشتر از گذشته در پیش گرفته و بسیاری از خائنین به خویش و وفادارن به قلندران را کشته یا تبعید میکند. این اثر جلال آل احمد، همچون دیگر آثارش، در سالهای پیشین بارها توسط ناشران مختلف چاپ شده است.