افسانههای عامه رنگآمیزی برای کودکان شخصیتهای کارتونی - داستان
افسانههای عامه رنگآمیزی برای کودکان شخصیتهای کارتونی - داستان
در همین موقع، پدر شنل قرمزی که آن طرف مشغول هیزم شکستن بود، صدای جیغ دخترک را شنید. او تبر بزرگش را برداشت و به سمت کلبه دوید. گرگ را دید که دنبال شنل قرمزی میدود. حدس میزنید چه اتفاقی افتاد؟ هیزم بشکن تبرش را بالا برد...