داستانهای فارسی - قرن 14 - ادبیات کودکان و نوجوانان داستانهای مذهبی محمدبنقاسم، قرن 3؟ ق. - داستان
داستانهای فارسی - قرن 14 - ادبیات کودکان و نوجوانان داستانهای مذهبی محمدبنقاسم، قرن 3؟ ق. - داستان
در این داستان خانوادهای از روستا به شهر آمدهاند .جاذبههای زندگی ماشینی حال و هوای آنها را دگرگون ساخته است .آشنایان دور و نزدیک هم سعی دارند تا رابطه اعضای این خانواده را با زاد و بوم و دلبستگیهایشان به طور کامل قطع کنند .در این گیرودار، پدر بهتزده و حیران است .مادر جانب عدل و انصاف را میجوید ;اما، نوجوان خانواده ـ مصطفی ـ همواره در آرزوی آن است تا صاحب اسبی نقرهای و زیبا باشد .