داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«پژمان»، تك فرزند خانواده متمولي است كه براي خدمت سربازي به يكي از شهرستانها اعزام ميشود. در آنجا عاشق دختر زيبايي به نام «گلچهره» ميشود و پنهاني بدون اطلاع خانوادهاش با او ازدواج ميكند. مادر پژمان پس از ديدن گلچهره او را نميپذيرد و با تهمتهاي دروغين گلچهره را از پژمان جدا ميكند، اما گلچهره تسليم اين شكست نشده و آينده زيبايي را براي خود رقم ميزند.