داستانهای یونانی - قرن 20م.
داستانهای یونانی - قرن 20م.
«نیکوس کازانتزاکیس» در «برادرکشی»، داستان سرزمینی را میآورد که دوپاره شده است، «سرخ» و «سیاه». مردمانی که شهوت ازلی آدمیزاد به قتلِ نفس در درونشان موج میزند. هر کس بدون دلیل بدون آنکه خود بداند نسبت به همسایه و دوست و برادرش نفرت میورزد، بیآنکه خود بخواهد دو دسته شده است؛ «سرخ» و «سیاه» و به دست هر کدام تفنگی و نارنجکی دادهاند تا یکدیگر را بکشند. مردمانی که روحانیت، ارتش و مطبوعات آنها را وادار میسازند دوست، برادر و همسایه خود را بکشند و سرشان داد میزنند که تنها از این طریق است که دین و وطن نجات خواهد یافت!! جنایت، این کهنترین نیاز بشر معنای مرموزی به خود گرفته و برادر به شکار برادر میپردازد. «برادرکشی»، حکایت مادرانی است که فرزندان آنها به جنگ رفتهاند، برخي از آنها در دره میجنگند و بقیه در کوهها، مادرانی که هر کدام فرزندی را از دست دادهاند، نعش برخي از آنها را در پرچمهای سیاه پیچیدهاند و نعش برخي دیگر را در پرچمی به رنگ سرخ و... .