داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين رمان داستان زندگي دختري به نام «گلاله» است كه در شب عروسياش دست به قتل شوهرش «نويد» ميزند؛ نويد پسردايي گلاله است. پدر نويد تصميم دارد قاتل پسرش را اعدام كند. در روز اعدام گلاله بخشيده ميشود اما از سوي خانواده طرد شده و تنها ميشود. گلاله با حمايت يكي از زندانيان به نام «مهرانا» به خانه «مسيح» برادر مهرانا ميرود تا بيگناهياش را اثبات كند، اما در اين مسير اتفاقاتي ميافتد كه زندگي گلاله را تغيير ميدهد.