داستانهای انگلیسی - قرن 20م.
داستانهای انگلیسی - قرن 20م.
الکس رایدر تصور میکرد بعد از نابودی نقشههای تشکیلات تروریستی «عقرب»، کارش با آنها تمام شده است. اما اشتباه کرده بود. عقرب خطرناکتر از همیشه برگشته بود و با گانگسترهای سنگدل و بیرحم در محدودة جنوب شرقی آسیا فعالیت میکرد. آنها مواد مخدر، اسلحه و از همه بدتر آدم قاچاق میکردند. الکس تمایلی نداشت با آنها کار کند، اما وقتی سرویس امنیتی استرالیا از او خواست تا یکی از گانگسترها را پوشش دهد، الکس فقط به یک دلیل پذیرفت: کار کردن با پدرخواندهاش که تا آن موقع از وجودش بیاطلاع بود، آن هم به امید آن که چیزهای بیشتری دربارة والدینش دریابد. آنچه که الکس برملا میکرد، رازی بود که این ماموریت را خطرناکترین ماموریتی کرد که تا آن زمان انجام داده بود.