نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام
راز قدرت عجیب | خانه کتاب و ادبیات ایران

راز قدرت عجیب

افسانه‌های عامه

راز قدرت عجیب | خانه کتاب و ادبیات ایران

راز قدرت عجیب

افسانه‌های عامه

قیمت
5,000
تاریخ نشر
13870125
شابک
978-964-495-033-9
تلفن
66469958
پدیدآور
نويسنده : امین ، مرتضی
اطلاعات تکمیلی
کد دیویی
8fa3.62
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 16 صفحه - تالیف - چاپ 2
کد دیویی
8fa3.62
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 16 صفحه - تالیف - چاپ 2
معرفی مختصر کتاب

پادشاه زورگویی بود که سربازان و لشکریان بسیاری داشت. قدرت‌طلبی او به جایی رسیده بود که تمام شهرهای دنیا را با جنگ و خونریزی به دست آورده بود. پادشاه خویش را از همه قوی‌تر می‌دانست. تا این که یک شب، ماه به او گفت: همه‌ی زمین را تصرف کردی. اگر قدرت تو از هرکسی بیش‌تر است به سربازانت دستور بده مرا نیز تصرف کنند. همین‌طور باد، خورشید و آب نیز هریک او را به مبارزه طلبیدند. شاه که از این حوادث بسیار ناراحت و عصبانی شده بود، تمام لشکرش را در بیابانی جمع کرد و سپس با غرور رو به آسمان و زمین کرد و به خورشید و ماه و باد و آب گفت: "فرمانده و حکمفرمای شما کیست" خورشید گفت: "فرمانده و حاکم ما خدای بزرگ است. او خالق ماست و ما همه سربازان او هستیم". پس از خورشید، ماه نیز به نصیحت او پرداخت و گفت: "کسی طاقت و قدرت مقابله با خدای ما را ندارد". سپس باد او را نصیحت کرد. اما شاه که گویی چیزی نشنیده است، دوباره گفت: "من می‌خواهم با فرمانده‌ای که پنهان است و سربازانش را به جنگ ما فرستاده بجنگم". در این وقت هوا تیره شد، باد با شدت وزید و طوفانی به پا شد که تا آن روز کسی ندیده بود. ساعتی بعد وقتی هوا روشن شد شاه روزی زمین افتاده بود و همه‌جا از تیر و نیزه و شمشیر و سپر و سربازانی پر بود که بیش‌تر بدنشان زیر شن‌ها فرو رفته و نابود شده بودند. شاه گفت: "عجب خدایی، چه قدرت عجیبی دارد! کسی با او نمی‌تواند مقابله کند. او بر هر کسی پیروز است". سپس گفت: "با این که ماه و خورشید را می‌دیدم اما به رازشان پی نبرده بودم که خدا و صاحب آن‌ها بر هرکسی پیروز است". شاه سرگشته و شکست‌خورده در بیابان به راه افتاد. در دل کوه، غاری پیدا کرد. به آن‌جا پناه برد و هرگز به شهر بازنگشت.