داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني فارسي است که با زباني ساده نگاشته شده است. نويسنده اين داستان با پرداخت مناسب شخصيتها و توصيف عميقترين احساسات و افکار آنها و همچنين با بيان دقيق جزئيات صحنهها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهاي کتاب با خود همراه سازد. در داستان ميخوانيم: ««زيبا» وارد خيابان شد، کمرش را راست و قدمهايش را آهسته کرد. خوشحال بود که به تهران آمدهاند و ديگر در انزلي نيستند؛ يک شهر کوچک فکسني. اينجا تهران است. ازنظر «زيبا»، همهچيز تهران با انزلي و بقيه شهرها فرق داشت».