افسانهها و قصههای ایرانی
افسانهها و قصههای ایرانی
داستان درباره "مازیار" جوان چوپانی است که بسیار مهربان سخت کوش است. او زنی دارد به نام "مازو" که بد اخلاق و کینه توز است و به مازیار آزار میرساند. مازیار در برابر بدخلقیهای او صبر پیشه میکند. تا آن جا که دیگر نمیتواند وجود مازو را در کنار خود تحمل کند. از همین رو او را به بیابان میبرد و در چاهی میافکند و از آن جا دور میشود. با این همه، پس از مدتی نگران مازو شده، بر سر چاه میرود تا از احوالش باخبر شود؛ اما در آن جا با اژدهایی وحشتناک رو به رو میشود و....