داستانهای پرتغالی - قرن 20م.
داستانهای پرتغالی - قرن 20م.
روز رایگیری حزبهای راستگرا، چپگرا و میانهرو باران شدید و سیلآسایی درگرفت و در تمام حوزههای انتخابات، تعداد مراجعهکنندگان در ایدهآلترین شرایط از سه یا چهارنفر فراتر نمیرفت. بعد از قطع باران، در ساعت چهار عصر، مردم از خانههایشان بیرون آمده و به حوزههای اخذ رای هجوم آوردند و رای خود را به صندوق انداختند. سه حزب، بعد از محاسبة تعداد آرا و همچنین رئیسجمهور و نخستوزیر پیامهای تبریک صادر کردند و حرکت باارزش مردم را به آستانة مقدس آزادی خوشآمد گفتند. اما تعداد آرای معتبر به بیست و پنج درصد نمیرسید، بیش از هفتاد درصد اوراق آراء سفید گزارش شد. شرایط سیاسی و اجتماعی کشور خطرناک شده بود و پایتخت در ترس و انتظار به سر میبرد. نخستوزیر تکرار انتخابات را اعلام کرد، اما بار دیگر هشتاد و سه درصد آراء سفید گزارش شد. دولت توافق خود را با پیگیری علل به دست آمدن چنین نتایجی اعلام کرد، آراء سفید شوکی هولناک بر آزادی کشور وارد کرده بود، اما آنچه مهم بود حضور گروهی خاص در خیابانها بود که تا صبح کاغذ میسوزاندند. ژوزه سالاماگو در سال 1998 میلادی، برای این اثر جایزة نوبل را به خود اختصاص داد.