شعر فارسی - قرن 14 قطعههای ادبی کمینهگرایی (ادبیات)
شعر فارسی - قرن 14 قطعههای ادبی کمینهگرایی (ادبیات)
"ایلیا"، پسر جوانی که پس از مرگ نامزدش، از همهی اطرافیان و دنیای پیرامونش بریده و خود را در اتاقش حبس کرده، به درخواست دوستش، آرتین، به یک نمایشگاه خیریه میرود. در غرفهای دختری که از فروش کارهای دستیاش فارغ شده، برای تنوع تارش را برداشته و شروع به نواختن میکند. صدای ساز تمام توجه ایلیا را به خود جلب کرده و او را به سوی خویش میکشد. ایلیا زمانی به خویش میآید که در همراهی با "فرشته" دف مینوازد. همنوازی این دو توجه عدهی زیادی را جلب کرده و دوستان پسر جوان شاد از بازگشت دوبارهی او به زندگی در میان جمعیت ایستادهاند. ایلیا و فرشته فارغ از هیاهوی اطراف با نگاههایشان با یکدیگر حرف میزنند. کتاب حاضر مشتمل بر 37 داستان کوتاه است که داستان مذکور با نام "لبخند مهتاب" از آن جمله است. از دیگر داستانهای کتاب میتوان مادر عروسک، انتظار بیهوده، قهوهای، فردا، پردهی اول، حقیقت، زمستان روزی میآید، خاطرات، میتوانم ولی نمیخواهم بد باشم، و... را نام برد.