داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
رمان حاضر، داستان زندگی دختری است اشرافزاده با نام "رضا" که پس از فوت پدر، خوشیهای زندگیش دستخوش دگرگونیهای زمان گردید و روزگار، پیکرهی زندگیش را چنان پر از فراز و نشیب ساخت که گویی عقل از اندیشیدن به آن عاجز است و عشقی که میرفت به زودی، با شکوه تمام به ثمر بنشیند را به هجرانی سرد، بدل ساخت. رعنا سالها بعد در برابر عشقی پاک، برای دومینبار، سر تسلیم فرود آورد و رهسپار زندگی جدیدی شد، اما هنوز گرد هجران از تنش رخت بر نبسته بود که زمانه بازی دیگری را با او شروع کرد و....