داستانهای حیوانات
داستانهای حیوانات
دو سنجاب با نام "ورا" و "جک" با یکدیگر برادر هستند. ورا از جک کوچکتر است و چون زمستان را تجربه نکرده، مدام از جک دربارۀ زمستان و نحوۀ یافتن آذوقه و ذخیره کردن آن سوال میکند و جک از او میخواهد که صبر کند و به موقع پاسخ سوالات خود را بگیرد. تا این که با نزدیک شدن فصل سرما ورا و جک مشغول جمعآوری آذوقه میشوند. در این میان ورا برای پنهان کردن آذوقههای خود از نقشه استفاده میکند، اما جک او را مسخره کرده و میگوید که نیازی به این کار نیست. تا این که فصل سرما شروع میشود و آنها برای سیر کردن خود از آذوقههایشان استفاده میکنند. یک روز که برف شدیدی باریده بود و ورا و جک نیز به شدت گرسنه بودند هریک به دنبال آذوقههای خود میروند و در این میان جک نمیتواند آذوقۀ خود را بیابد و به همین دلیل نزد ورا رفته و از او کمک میخواهد.