زندگی مذهبی - بودا و بودیسم
زندگی مذهبی - بودا و بودیسم
در یک عصر بارانی یک رهرو جوان در جستوجوی سرپناهی به خانة زنی رفت. زن به او گفت: که در خانه با من بمان. رهرو پاسخ داد، نمیتواند عهد پاکدامنیاش را بشکند. زن پیشنهاداتی میداد و رهرو در اجابت درخواستهای او بر عهد راستگویی، دزدی نکردن، پرهیز از مسکرات، آزار نرساندن پابرجا بود. زن به او مقدار کمی مسکرات داد و او قبول کرد و قبل از این که شب به پایان برسد، تمام عهدها را شکست. در کتاب حاضر، داستانها، حکایات و تمثیلهایی آورده شده است که دریافتهای خود نویسنده یا دیگران و یا تاملات و تصوراتی از تعلیمات فرزانگان و افراد روشنبین است و دربارة موضوعاتی چون مراقبه، درد و رنج، شفقت، ذهن آرام، حرص، عشق، روشنبینی، عفو، خشم، سپاسگزاری و... است.