داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
"خانم دوسی"، مادربزرگ گلناز، به منزل آنها رفته و با استفاده از غیبت همسر و فرزندان گلناز به صحبت با نوهاش میپردازد. خانم دوسی که از بیکاری خسته شده است از گلناز میخواهد تا او را راهنمایی کند که اوقات فراغت خویش را چطور بگذراند. گلناز به مادربزرگ پیشنهاد میکند تا تلویزیون تماشا کند اما پیرزن که از برنامههای تلویزیون خسته شده این پیشنهاد را رد میکند. نوه در ضمن صحبت با خانم دوسی متوجه میشود او پس از یک بار به سینما رفتن از این مکان و فیلمهایش بیزار شده است، به کلاس ایروبیک نیز رفته اما به دلیل پیری و سن بالا توان همراهی با بقیه را نداشته و به علت این که باید شهریه نیز پرداخت میکرده دیگر حاضر به ورزش هم نیست. مدتی نیز به بیلیارد علاقهمند شده و میز غذاخوری را به میز بیلیارد تبدیل کرده اما چون "همدم خانم"، همبازیش، دایم در بازی تقلب میکرده از این هم منصرف شده است. گلناز به مادربزرگ پیشنهاد میکند که برای گذران اوقات فراغت به پارک برود که این پیشنهاد بالاخره با موافقت مادربزرگ مواجه میشود. "ماجراهای خانم دوسی" دربرگیرندهی یازده داستان کوتاه از ماجراهای طنز این پیرزن است که به گویش شیرازی نگاشته شده است. از جملهی این داستانها میتوان به خانم دوسی و اوقات فراغت، خانم دوسی شهردار میشود، خانم دوسی و روز شیراز، و خانم دوسی و بدگویی کردن اشاره کرد.