داستانهای حیوانات
داستانهای حیوانات
یک روز خانم غازه در رودخانه، لباسهایش را میشست، ولی نمیدانست که روباه درحال تماشا کردن اوست. روباه گفت: "فکر میکنم این خانم غاز چاق و خوشمزه، شام خوبی برای امشب باشد". خرگوش که لابهلای علفهای بلند رودخانه پنهان شده بود، شنید که روباه چه نقشهای دارد. او نزد خانم غاز رفت و پس ازمطلع ساختن او از نقشۀ روباه، راهکاری به خانم غازه پیشنهاد کرد و بدینترتیب باعث نجات جان او شد. بخشهایی از داستان در قالب تصویر به چاپ رسیده تا بدینترتیب کودکان بتوانند در قصهگویی شرکت کنند.