داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
کتاب مصور حاضر دربردارنده داستانی تخیلی برای گروه سنی (ب) است. در این داستان آمده: یک آقا خروسی بود که کمی تنبل شده بود و صبحها کمی دیر از خواب بیدار میشد. تا به خود میآمد و میرفت که دانه و غذایی بخورد، میدید که بقیه حیوانات تمام غذاها را خوردهاند و چیزی برای او باقی نگذاشتهاند. آقا خروسه با دیدن این وضعیت خیلی عصبانی میشد. کمی با مرغهای دیگر دعوا میکرد و آنها را میزد، بعد هم به طرف گندمزار میرفت. تا اینکه یک روز آقا خروسه تصمیم گرفت که شب زود بخوابد تا صبح زود بیدار شود و بتواند راحت غذا بخورد. اما آن روز اتفاق جالبی افتاد.