داستانهای تخیلی داستانهای طنزآمیز انگلیسی
داستانهای تخیلی داستانهای طنزآمیز انگلیسی
پادشاه سرزمین خیالی «اینکریدیبلانیا» تصمیم داشت تا یک ارکستر سلطنتی از وزرا و درباریان تشکیل دهد. در این ارکستر، نخستوزیر بلد بود سازدهنی بزند، قاضی القضات هم در تقلید صدای سازهای موسیقی مهارت داشت، رئیس دیوان کشور نیز، میتوانست سوت بزند، گرچه فقط میتوانست یک نت را بنوازد. اما واقعا آن را عالی مینواخت. هر روز ارکستر سلطنتی به شدت تمرین میکرد. البته هرروز صداهایی که ایجاد میکرد، ترسناکتر میشد. تا این که قرار شد شاه ارکسترش را به «فاراوانیا» ببرد. در این حال ملکه از جادوگر فاراوانیا خواست تا جادویی کند که شاه برای همیشه از تشکیل ارکستر صرفنظر کند و جادوگر نیز با به کار بستن تدبیری این خواستة ملکه را به انجام رساند. داستان تخیلی حاضر یکی دیگر از مجموعه داستانهای «قصر پرهیاهو» اثر «نورمن هانتر» است که اینک به فارسی برگردانده شده است.