داستانهای فارسی حفاظت محیط زیست - داستان
داستانهای فارسی حفاظت محیط زیست - داستان
«سمير»، آخرين بچه خانواده است و همه او را تهتغاري ميخوانند. برادرهاي سمير بزرگ هستند و روي كشتي كار ميكنند و اصلا با سمير بازي نميكنند. سمير خيلي تنهاست و تنها دوستش درختي است كه پدرش هنگام تولدش براي او كاشته است. سمير نام درختش را «سمير» گذاشته است و ...