مولوی، جلالالدین محمدبن محمد، ۶۰۴ - ۶۷۴ق. - اقتباسها داستانهای فارسی
مولوی، جلالالدین محمدبن محمد، ۶۰۴ - ۶۷۴ق. - اقتباسها داستانهای فارسی
کتاب مصور حاضر اقتباس از داستانهای آموزنده مثنوی مولوی برای گروه سنی «ب» و «ج» است. در بخشی از این داستان میخوانیم: در دیاری، مرد ناشنوایی با زنش زندگی میکرد. یک روز زنش به او گفت: «ای مرد چرا نشستهای که مرد همسایه بیمار است و همه همسایگان به دیدار او رفتهاند و تو اینجا نشستهای و دست روی دست گذاشتهای. زود باش لباس بر تن کن و به عیادت او برو.» زن پس از سروصداهای زیاد و با حرکات سروصورت توانست به مرد بفهماند که مرد همسایه بیمار است؛ اما مرد با خودش میگفت «من که نمیتوانم بشنوم. از کجا بدانم که او چه میگوید و من چه جوابی باید به او بدهم؟» پس مرد تصمیم گرفت به خانه همسایه برود؛ و با خود اندیشید و گفت «بهتر است به لبهای بیمار نگاه کنم حدس بزنم که او چه میگوید تا پاسخهای درست به او بدهم.» هدف نگارنده در این مجموعه آشنایی کودکان با شخصیت و آثار ارزشمند این شاعر بزرگ ایرانی و همچنین آشنایی با داستانهای آموزنده از مثنوی معنوی است.