داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
در «قصة پرغصة ما»، پدر خانواده برای کار به کویت رفته بود و مادر و دو دختر و دو پسرش تنها مانده بودند. پسر بزرگتر در یک خشکبار فروشی کار میکرد و پسر کوچکتر، که «جواد» نام داشت، قبلا شاگرد میوهفروشی بود، اما بعدها به خاطر پریدن از بالای تاقچه، دچار ورم بیضه شده بود و کار نمیکرد. درد جواد هرروز بیشتر میشد تا این که او را به بیمارستان بردند و عمل شد. اما آنها پانصد تومان پول برای پرداخت هزینة بیمارستان را نداشتند. پسر بزرگتر که در ماه محرم از امام حسین (ع) کمک خواست و جواب خود را گرفت و برادرش تنها با پرداخت بیست تومان مرخص شد. مجموعة حاضر، حاوی هفت داستان کوتاه تحت این عناوین است: قصة پرغصة ما؛ نان خامهای؛ مشقاسم؛ پرواز؛ بچهها شما هم دعوا کنید؛ آدم بزرگها هم بله...؛ و شبی در کشتزار برنج.