داستانهای اجتماعی داستانهای کودکان و نوجوانان حفاظت محیط زیست
داستانهای اجتماعی داستانهای کودکان و نوجوانان حفاظت محیط زیست
کتاب مصور حاضر، داستاني است که با زباني ساده و روان براي کودکان نگاشته شده است. در اين داستان سارا دختر زرنگ و باهوشي است. روزهاي آخر اسفند، سارا وقتي از مدرسه برگشت، ديد خانه به هم ريخته است. با تعجب نزد مادرش رفت. او در حال تميز کردن ديوارها بود. از مادرش علت را جويا شد. مادر، درحاليکه دستمال را روي ديوار ميکشيد، گفت که سال نو نزديک است و بايد همه خانه را تميز کنيم.