نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام
نادرنامه | خانه کتاب و ادبیات ایران

نادرنامه

ایران - تاریخ - افشاریان، 1148 - 1218ق. نادرافشار، شاه ایران، 1160 - 1100 ق. - شعر

نادرنامه | خانه کتاب و ادبیات ایران

نادرنامه

ایران - تاریخ - افشاریان، 1148 - 1218ق. نادرافشار، شاه ایران، 1160 - 1100 ق. - شعر

قیمت
150,000
تاریخ نشر
13870217
شابک
978-964-346-145-4
تلفن
66467394
پدیدآور
اطلاعات تکمیلی
کد دیویی
955.0722
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 718 صفحه - تالیف - چاپ 1
کد دیویی
955.0722
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 718 صفحه - تالیف - چاپ 1
معرفی مختصر کتاب

نادرشاه (1100-1160 هـ . ق)، موسس سلسلۀ افشاریه و پسر امامقلی از طایفۀ افشار بود که در دستجرد دره گز متولد شد. وی در کودکی پدر خود را از دست داد و با مادر زندگی مختصری داشت. در 18 سالگی با مادرش به اسارت ترکمانان افتاد و بعد از وفات مادر، از نزد آنان گریخت و در ابیورد به خدمت باباعلی بیگ درآمد و ریاست سواران او را یافت. پس از آن دو دختر او را، یکی پس از مرگ دیگری به همسری خویش درآورد و بعد ازمرگ باباعلی بیگ در سال 1136 هـ .ق، بر ابیورد و سپس بر کلات مسلط شد. نادر بعد از آن نیشابور را گرفت و به خدمت شاه طهماسب دوم صفوی پیوست و پس از قتل رقیب خود، فتحعلی خان قاجار، مشهد را مرکز حکومت خود قرار داد. نادر در جنگ‌های خوار تهران، مورچه‌خورت اصفهان و در نهایت زرقان فارس، اشرف افغان را شکست داد، اصفهان را گرفت و شاه طهماسب دوم را به قصر سلطنتی اصفهان وارد کرد. بدین‌گونه افغان‌ها بعد از تقریبا 7 سال اقامت در ایران، به کلی از ایران خارج شدند. نادر شهرهای دیگر ایران را نیز گرفت و هنگامی که خبر شکست شاه طهماسب دوم از عثمانی‌ها را شنید او را عزل کرد و طفل چندماهۀ او، عباس میرزا را، با نام شاه‌عباس سوم صفوی به سلطنت نشاند. نادر در دوران سلطنت خود به کشورگشایی پرداخت، دهلی را فتح کرد و در جنگ کرکوک عثمانی‌ها را شکست داد. نادر در اواخر عمر، به سبب بدگمانی به فرزند خود و نومیدی از ترقیات، بسیار خشمگین و ناراضی و ظالم شد و بنای ظلم و تعدی بر رعیت گذاشت و مخصوصا در مصادرۀ اموال مردم و مطالبه و اخذ مالیات‌های گزاف افراط کرد و سرانجام از ترس جان، در صدد برآمد که با یاری ازبک و افغان، امرای قزلباش را نابود کند. اما آن‌ها که از این امر اطلاع یافتند، در شبی که فردای آن، نادر مصمم به قتل ایشان بود، در فتح آباد قوچان او را هلاک کردند و سرش را نزد برادرزاده‌اش، عادلشاه افشار که در هرات بود، فرستادند.