داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
میشل ریچاردز، بازمانده عضو سازمان هایدرا پس از جنگ جهانی دوم و شکست و فروپاشی سازمان شیلد، تصمیم به بازسازی و قدرتمند کردن دوباره هایدرا میگیرد. او به زندانی فوق امنیتی حمله کرده و آن را به تصرف خودش در میآورد با آزادی زندان از تسلط باقیماندههای سازمان شیلد و دولت، تعدادی از ابر انسانها حاضر با همکاری با او میشوند. برای جلب اعتماد مردم و مسئولین شهر نیویورک، به دو ابر انسان به نامهای جانت زین و کارن ون مأموریت حفظ آرامش در شبهای نیویورک و با نام بانوی شب را میدهد. میشل با دستوری که به سیلویا تریسی معروف به زنبور وحشی برای ساختن و فعال کردن آزمایشگاه کلون سازی سازمان هایدرا میدهد، آماده مقابله با این دشمن جدید در شهر نیویورک میشود.