داستانهای مذهبی - قرن 14
داستانهای مذهبی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني است که در مورد زندگي پسري فقير اما بسيار کوشا و با ايمان است. او بهعنوان راننده وارد خانهاي اعياني ميشود. آنجا دلبسته دختر صاحبخانه ميشود اما به خاطر اوضاع بد زندگياش که همراه مادر و خواهرش است لب نميگشايد و در اين عشق ميسوزد. وقتي متوجه ميشود هستي دختر صاحبخانه نيز به او بهشدت دلبسته است، سعي ميکند او را از اين راه بازدارد.