زندگی معنوی - داستان داستانهای نوجوانان فارسی - قرن 14
زندگی معنوی - داستان داستانهای نوجوانان فارسی - قرن 14
روزگاري در شهري زيبا جواني زندگي ميكرد كه بيشتر اوقات زندگياش را به عبادت ميگذراند، شبي از شبها كه دلتنگ از تنهايي بود به دل كوچهها زد و دختري زيبا را ديد اما باران به شدت شروع به باريدن كرد و دختر از نظر پسر ناپديد شد. پسر براي رسيدن به مراد دلش به سفر ميرود تا شايد بتواند دختر را بيابد و ...