داستانهای کلمبیایی - قرن 20م.
داستانهای کلمبیایی - قرن 20م.
کتاب حاضر حاوی سه داستان کوتاه از «گابریل گارسیا مارکز» به عنوانهای «هفده انگلیسی مسموم»، «نور مثل آب است» و «فقط آمدم تلفن بزنم» است. در داستان «هفده انگلیسی مسموم» آمده است: «سینپورا و پرودنسیا لینرو» بعد از مرگ شوهرش که به مدت 30 سال در کما بود، برای اولین بار از محل زندگی خود در «ریوآچا» دور میشد. خلاف انتظار همه مرگ همسرش، آسایش او را بعد از 30 سال انتظار فراهم نکرد و به قدری غمگین شد که بچههایش برای رسیدن او به آرامش به تکاپو افتادند. او رفتن به رم و دیدار با پاپ را مایة آرامش خود میدید، بنابراین در سفری با کشتی همراه با ایتالیاییهای از جنگ برگشته، طوفانهای کارائیب را تحمل کرد و به بندر ناپل رسید. او در آنجا 17 جهانگرد انگلیسی را مشاهده کرد که مجبور بود با آنها در یک غذاخوری غذا بخورد، اما او از خوردن غذا امتناع کرد و صبح روز بعد شاهد جسد 17 انگلیسی بود که از خوردن غذا مسموم شده بودند.