داستانهای کوتاه ترکی - ایران - قرن 14
داستانهای کوتاه ترکی - ایران - قرن 14
شب تا دیروقت بیدار بود. صبح به سختی از خواب بیدار شد. با چشمهای پفکرده به سمت کمد لباسهایش رفت، پیراهنها را یکی پس از دیگری کنار زد و پیراهن سیاه خودش را پیدا کرد و پوشید. صدایی از آن طرف اتاق به گوشش رسید: "مگر مجلس ختم کسی میخوای شرکت کنی که سیاه پوشیدی؟!" با بیاعتنایی و در نهایت بیحوصلگی گفت: "نه!" باز صدا پرسید: "پس چی؟!" با لحنی که غمبار بود و صدایی که انگار از ته چاه درمیآمد، جواب داد: "دیشب حدود ساعت دو و نیم شب، قهرمان محبوبم را کشتم..." و بعد با صدایی ضعیفتر ادامه داد: "حالا که در مجلس ختماش نمیتوانم شرکت کنم، سیاه که میتوانم بپوشم...". صبح آن روز آقای نویسنده، خیلی خوب و خوش آغاز نشده بود. داستان حاضر تحت عنوان "قارادوواق" یا سیاهپوش عنوان یکی از داستانهای کوتاه مجموعهی حاضر است که از حیث طبقهبندی در زمرهی مینیمال یا داستانک و یا فلاش فیکشنها قرار دارد. برخی دیگر از داستانها با دوری از ویژگیهای داستانکها، به سمت و سوی نوشتههایی با تمایزهای یک داستان کوتاه کلاسیک میل میکنند. زبان اصلی این مجموعه، ترکی است که ترجمهی فارسی آنها همراه متن درج شده است. شیوهی عرضهی داستانها به این ترتیب است که ابتدا متن اصلی به زبان ترکی و سپس،ترجمهی فارسی آن آورده شده است.